جستجو    
امروز پنجشنبه 1396/1/3 شمسی برابر با 3/23/2017  میلادی زمان بارگذاری صفحه 22:41






   عناوین جدید
عبور مجردها از سن مناسب ازدواج/کاريکاتور
اداره کشور به دعوا احتیاج ندارد
رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان برتر کشور: عده‌ای تا کلمه‌ «دشمن» تکرار می‌شود، ناراحت می‌شوند
اصولا بود و نبود وزارت ارشاد چه تفاوتی دارد؟
سیاست‌های کلی انتخابات و نظامیان/حل این مسئله احتیاج به شفافيت بيشتري دارد
استعفای وزیر ورزش و جوانان تایید شد
خداحافظی ۳ وزیر با کابینه/ استعفای فانی تکذیب شد
رهبر انقلاب: ممنوعیت ورود نیروهای مسلح و قوای سه‌گانه در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخابات
بیکاری، مشکل بزرگ اقتصاد ایران
از سال آینده بنزین وارد نمی‌کنیم
یکی از فرماندهان ارشد سابق ناتو : تقابل نظامی ایران و آمریکا بعد از انتخابات حتمي است
نقدی از سر علاقه؛ برسد به دست آیت‌الله
به بهانه پایان احمدی‌نژاد در سپهر سياسي ايران/پایان عصر چپ‌گرایی در ایرانِ بعد از انقلاب
پاپ: التماس می‌کنم در حلب آتش بس كنيد
اعتراف قاپ‌زن حرفه‌اي
آمران حمله به مطهری، نظامی هستند
علی مطهری در نامه‌ای به آیت‌الله یزدی: رویکردتان، دین‌گریز است
ایران بر سکوی نایب قهرمانی جهان تکیه زد
آيا نقد، مصداق ‌‌‌فعالیت تبلیغی علیه نظام‌‌‌ است؟ تاملی بر ‌‌‌فعالیت تبلیغی علیه نظام
به زودي كانديداي مورد حمايت احمدي‌نژاد مي‌آيد! پروژه جديد ياران احمدي‌نژاد؛ معاون اولي او
توضیح رهبر انقلاب درباره جلسه خصوصی با محمود احمدی‌نژاد/ گفتیم صلاح نمی‌دانیم شما شرکت کنید
جناب خان به پیشواز مرگ رفت
دوبار اعدام برای شوهرعمه قاتل
باهنر هم منع احمدی‌نژاد از كانديداتوري را تاييد كرد
زن جوان، قربانی عشق شیطانی شوهر
   مقالات

اعتماد چیزی که این روزها گم شده است

فائزه، فائزه است! «دختر هاشمي» يا «فائزه هاشمي»؟

چه شد که به امروز رسیده‌ایم؟ این نشانه‌های روشن

چرايي بي‌رغبتي اصولگرايان

هشدار درباره نظریه جمهوری مداحان

هفته دفاع مقدس ، مظهر پیروزی مقاومت مظلومانه - کرم محمدی*

مديران‌قانون‌‌پذيرکجايند؟

"بایدها و نبایدهای قانون خدمت وظیفه عمومی"

يمن؛ وجدان‌هاي خواب؛ چشم‌هاي نابينا

نامه صادق زیباکلام به سعيد مرتضوی؛ بسیاری از رویدادهای ۸۸ همچنان در تاریکی‌اند

گزينه‌ نهايي اصلاح طلبان

باندبازی سیاسی به نام اصولگرایی

"ناظری و زیستن به عشق موسیقی ایرانی"

یکسال کلیدی روحانی

ماموران‌ايراني‌بدون‌سفرنامه!

ذبح محترمانه قانون!

مصدق بزرگ و یخ‌بندان مرداد 32

رسانه های قصرشیرین را دریابید

تاریخ کرمانشاه می گوید؛ سهم ما بیشتر از اینهاست!

اصلاحات و رعايت قواعد بازي


کد مطلب  4320      تاریخ مطلب     1394/10/29

قلم با تاثیر لحظه‌ای، ماندگار نیست




نویسنده: فرزانه کرمی
قلم با تاثیر لحظه‌ای، ماندگار نیست
«شهلا شیخی» متولد 1344 در نفت‌شهر قصرشیرین است. قلم و کاغذ از همان دوران بچگی همراه زندگی او بوده است. خودش می‌گوید: «یادم نیست نوشتن را از کی آغاز کردم...

«شهلا شیخی» متولد 1344 در نفت‌شهر قصرشیرین است. قلم و کاغذ از همان دوران بچگی همراه زندگی او بوده است. خودش می‌گوید: «یادم نیست نوشتن را از کی آغاز کردم.
از کودکی کتاب خواندن را دوست داشتم و بیشتر کتاب‌هایی که می‌خواندم، فراتر از سن خودم و بیشتر مربوط به بزرگسالان بود. دوست داشتم با خواندن و نوشتن نگاه متفاوتی به زندگی داشته باشم.» شیخی بازنشسته آموزش و پرورش است و در تمام دوران معلمی نوشته هایش را جمع‌آوری کرده است. پس از بازنشستگی و فراغت از کار با ارائه داستان کوتاه، مقالات فرهنگی و اجتماعی و به ویژه نقد داستان با نشریات مختلف همکاری می‌کند. پاییز امسال نخستین مجموعه داستان او با نام «جهنم به اجبار» به چاپ رسید.
به بهانه چاپ این کتاب، گفت‌وگویی با وی داشته‌ایم که می‌خوانید.

جهنم به ناچار را برای ما شرح دهید.
این کتاب نخستین اثر چاپ شده من و مجموعه 13 داستان کوتاه است. داستان‌های کتاب به سبک‌های مختلفی نوشته شده است؛ رئال، جریان سیال ذهن و برخی سوررئال. داستان‌ها بیشتر جنبه اجتماعی- عاطفی دارند و روابط انسانی را با نگاهی متفاوت به تصویر می‌کشند. این اثر از نقش و زبانی متفاوت برخوردار است. «جهنم به ناچار» نیز عنوان بلندترین داستان این مجموعه است که نام کتاب از آن گرفته شده است.
جهنم به ناچار شما چه ارتباطی با «جهنم به انتخاب خودم» نوشته «اسماعیل زرعی» دارد؟
من قبل از این‌که داستان هایم را جمع‌آوری کنم تا به شکل یک مجموعه درآید، داستان جهنم به انتخاب خودم استاد اسماعیل زرعی، نویسنده پیشکسوت و توانای کرمانشاهی، را که برنده جایزه صادق هدایت شده بود خواندم. توجه من به این داستان ِ بسیار عالی که در نشریات آمریکا نیز چاپ شده بود، معطوف شد. پس از خواندن آن و در طی 10 جلسه از نشست‌های ادبی، برداشت‌های ذهنی خودم را نوشتم. این برداشت‌های ذهنی تبدیل به داستان جهنم به ناچار شد. درواقع این داستان برداشتی آزاد از کتاب جهنم به انتخاب خودم است. خود استاد زرعی نیز زحمت ویرایش کتاب را کشیدند و به چاپ سپردند.
این 2 اثر را با هم مقایسه کنید.
برای ارتباط برقرار کردن با داستان واره بلند جهنم به ناچار، حتما باید جهنم به انتخاب خودم را خواند و آن را درک کرد. کتاب من شخصیت‌هایی را که در کتاب اسماعیل زرعی است باز می‌کند و آن طرف آنها را نشان می‌دهد.
درواقع داستان من کنکاشی در خود شخصیت است و مسأله عشق و روابط انسانی را که در کنه وجود این شخصیت هاست به تصویر می‌کشد. استاد زرعی در کتابش شخصیت‌ها را رو می‌کند و من آنها را جراحی و به گونه‌ای دیگر به مخاطب معرفی می‌کنم.
اثر شما چه بازخوردی در جامعه داشت؟
هنوز یک ماه است که این کتاب وارد کتاب فروشی‌ها شده و خیلی زود است که بتوان در این مورد قضاوت کرد. اما درکل بازخوردی که تا به حال داشته خوب بوده و من راضی هستم. من خرسندم که داستان‌های این مجموعه ذهن دیگران را به خود درگیر کرده است.
مخاطبان شما بیشتر از چه قشری هستند؟
راستش من توقع داشتم که کتاب بیشتر در بین قشر کتاب‌خوان متوسط رو به بالا مورد استقبال قرار گیرد. اما ظاهراً و به عقیده برخی‌ها نوعی دشواری در این کتاب وجود داشته که تعدادی از مخاطبان عام را پس زده است. البته بعضی‌ها هم به خاطر همین دشواری درگیر کتاب شده‌اند.
آیا درکل به نقد و ارزش آن برای نویسنده باور دارید؟
به نظر من کتابی که نقد می‌شود نیمی از موفقیتش تضمین شده است. کتابی که مورد نقد قرار می‌گیرد، آن ارزش را داشته که موشکافانه بررسی و نقاط ضعف و قوّتش مشخص شود. کتاب موفق کتابی است که در بوته نقد قرار بگیرد. منتها این‌که منتقد چه کسی است بسیار اهمیت دارد. نباید هر کسی را با هر برداشتی که دارد یک منتقد نامید. منتقد باید علم نقد داشته باشد؛ انسانی بی طرف و قاضی‌ای عادل باشد.
آیا داستان‌های نویسندگان کرمانشاهی در کشور بازتاب مناسبی دارند؟
چند تن از داستان سرایان گذشته ما جزو مطرح‌ترین چهره‌های ادبیات داستانی کشور هستند. بزرگانی چون «علی محمد افغانی»، «علی اشرف درویشیان» و «منصور یاقوتی» نام و نشانی جاودان در این عرصه دارند. در ادبیات امروز نیز کار کسانی چون «پیمان اسماعیلی» و «حامد اسماعیلیان» را که هر 2 از نویسندگان مهاجر هستند می‌خوانم و می‌پسندم. سال گذشته نیز اثری به نام «چراغ‌های خاموش» از «مریم جهانی» به چاپ رسید که درخور تأمل بود. اسماعیل زرعی نیز یکی از وزنه‌های سنگین در ادبیات داستانی امروز کرمانشاه و ایران است.
نویسندگی نیرویی خدادادی است یا می‌توان قلم را به دست کسی داد و به او نوشتن آموخت؟
این سوال خوبی است. راستش من ادبیات کارگاهی و این‌که قلم را به دست کسی بسپارند و بگویند بنویس قبول ندارم. مگر این‌که شخص آن جوشش درونی را داشته باشد. نوشتن داستان هم مانند سرایش شعر نیاز به یک نیروی درونی دارد. این کلاس‌ها فقط این نیرو را تقویت می‌کنند؛ یعنی قوه را به فعل می‌کشانند و وقتی قوه‌ای نیست، نمی‌شود فقط روی فعل کار کرد. بازار نشر ما امروز پر است از کارهایی که همگی شبیه به هم هستند. انگار یک نفر با یک فکر و لحن و قلم واحد همه آنها را نوشته است. نوشتن عشق می‌خواهد و حتما باید در درون آدم باشد.
به عنوان یک نویسنده قلم را چطور تعریف می‌کنید؟
با قلم می‌شود همه کار کرد. من قلم را وسیله‌ای می‌دانم که تغییر مثبتی ایجاد کند؛ در همه چیز، در همه کس و در همه جا. اگر قلم بتواند این تغییر مثبت را ایجاد کند موفق است و اگر فقط یک تلنگر لحظه‌ای باشد هیچ ارزشی ندارد. در حقیقت رسالت قلم ایجاد تغییر مثبت است. بسیاری از نویسندگان ما می‌نویسند بدون این‌که بدانند قلم چه جایگاهی دارد.
چه آرزویی دارید؟
امیدوارم ادبیات شهرم از این جایگاهی که هست قدمی پیش‌تر بگذارد و من به عنوان یک نویسنده در این پیشروی مؤثر باشم.


مدیر سایت      تاریخ مطلب :    1394/10/29      کد مطلب :  4320
نظرات خوانندگان
نام نویسنده
متن ارسالی
 


تماس با ما
تعرفه تبلیغات
آرشیو مطالب
پیوندها
کلیه حقوق مادی و معنوی وبسایت به پایگاه خبری تحلیلی کاج متعلق می باشد        مطالب مندرج در وبسایت با ذکر منبع بلامانع می باشد             طراحی و اجر : شرکت نرم افزاری ستاره صبح غرب