جستجو    
امروز شنبه 1396/4/3 شمسی برابر با 6/24/2017  میلادی زمان بارگذاری صفحه 4:38






   عناوین جدید
عبور مجردها از سن مناسب ازدواج/کاريکاتور
اداره کشور به دعوا احتیاج ندارد
رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان برتر کشور: عده‌ای تا کلمه‌ «دشمن» تکرار می‌شود، ناراحت می‌شوند
اصولا بود و نبود وزارت ارشاد چه تفاوتی دارد؟
سیاست‌های کلی انتخابات و نظامیان/حل این مسئله احتیاج به شفافيت بيشتري دارد
استعفای وزیر ورزش و جوانان تایید شد
خداحافظی ۳ وزیر با کابینه/ استعفای فانی تکذیب شد
رهبر انقلاب: ممنوعیت ورود نیروهای مسلح و قوای سه‌گانه در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخابات
بیکاری، مشکل بزرگ اقتصاد ایران
از سال آینده بنزین وارد نمی‌کنیم
یکی از فرماندهان ارشد سابق ناتو : تقابل نظامی ایران و آمریکا بعد از انتخابات حتمي است
نقدی از سر علاقه؛ برسد به دست آیت‌الله
به بهانه پایان احمدی‌نژاد در سپهر سياسي ايران/پایان عصر چپ‌گرایی در ایرانِ بعد از انقلاب
پاپ: التماس می‌کنم در حلب آتش بس كنيد
اعتراف قاپ‌زن حرفه‌اي
آمران حمله به مطهری، نظامی هستند
علی مطهری در نامه‌ای به آیت‌الله یزدی: رویکردتان، دین‌گریز است
ایران بر سکوی نایب قهرمانی جهان تکیه زد
آيا نقد، مصداق ‌‌‌فعالیت تبلیغی علیه نظام‌‌‌ است؟ تاملی بر ‌‌‌فعالیت تبلیغی علیه نظام
به زودي كانديداي مورد حمايت احمدي‌نژاد مي‌آيد! پروژه جديد ياران احمدي‌نژاد؛ معاون اولي او
توضیح رهبر انقلاب درباره جلسه خصوصی با محمود احمدی‌نژاد/ گفتیم صلاح نمی‌دانیم شما شرکت کنید
جناب خان به پیشواز مرگ رفت
دوبار اعدام برای شوهرعمه قاتل
باهنر هم منع احمدی‌نژاد از كانديداتوري را تاييد كرد
زن جوان، قربانی عشق شیطانی شوهر
   مقالات

اعتماد چیزی که این روزها گم شده است

فائزه، فائزه است! «دختر هاشمي» يا «فائزه هاشمي»؟

چه شد که به امروز رسیده‌ایم؟ این نشانه‌های روشن

چرايي بي‌رغبتي اصولگرايان

هشدار درباره نظریه جمهوری مداحان

هفته دفاع مقدس ، مظهر پیروزی مقاومت مظلومانه - کرم محمدی*

مديران‌قانون‌‌پذيرکجايند؟

"بایدها و نبایدهای قانون خدمت وظیفه عمومی"

يمن؛ وجدان‌هاي خواب؛ چشم‌هاي نابينا

نامه صادق زیباکلام به سعيد مرتضوی؛ بسیاری از رویدادهای ۸۸ همچنان در تاریکی‌اند

گزينه‌ نهايي اصلاح طلبان

باندبازی سیاسی به نام اصولگرایی

"ناظری و زیستن به عشق موسیقی ایرانی"

یکسال کلیدی روحانی

ماموران‌ايراني‌بدون‌سفرنامه!

ذبح محترمانه قانون!

مصدق بزرگ و یخ‌بندان مرداد 32

رسانه های قصرشیرین را دریابید

تاریخ کرمانشاه می گوید؛ سهم ما بیشتر از اینهاست!

اصلاحات و رعايت قواعد بازي


کد مطلب  5908      تاریخ مطلب     1395/08/05

اعتماد چیزی که این روزها گم شده است




خیلی از واژه های زیبا و پرارزش جایشان در زندگی ما خالیست، شاید در روزگاران گذشته که مردم آرامش بیشتری در زندگیشان داشتند، واژگان زیبا، حرمت بیشتری داشت، یکی از این زیبایی های زندگی، اعتماد است.
اعتماد در بین اعضای خانواده به بهتر شدن روابط کمک فراوانی می کند.
اعتماد یعنی همه را دوست و برادر و فامیل خودت بدانی، کودکانت، همه را عمو و خاله بنامند و حتی ذره ای شک و استرس در دلت راه ندهی که مبادا ممکن است، دیگری خنجری از پشت به تو بزند که دیگر توان ایستادن نداشته باشی.
اعتماد یعنی آرامش انسان، یعنی دیگر ناجوانمردی نیست که چیزهایی که برایش زحمت کشیده ای را یک شبه، به یغما ببرد، اعتماد یکی از زیبایی های زندگی، که این روزها گم شده است!
جالب این که تا امروز نمی دانستم که هنوز هم در دل کودکان، این فرشته های معصوم و پاک، اعتماد جای دارد، تصور می کردم آنها همه را به چهره ی بچه دزد و گرگ و اژدها می بینند!
امروز داشتم پیاده روی می کردم که برای تنفسی تازه، روی صندلی یک پارک نشستم، در خانه ای که رو به روی پارک قرار داشت، چند مرد، بارها و بسته هایی را داخل ماشین می گذاشتند، گویا اسباب کشی داشتند.
یک پسر بچه هفت، هشت ساله هم بینشان بود که انگار دوست داشت زودتر بزرگ شود، کارتن هایی را بر می داشت و سعی می کرد که آنها را جا به جا کند، بقیه افراد وارد ساختمان شدند و از پسر بچه خواستند که مواظب بارها و اسباب و اثاثیه باشد که مبادا دزدی آنها را ببرد!
کوچه خلوت شد و پسر بچه در کنار کارتن ها قدم می زد و دائم داخل ساختمان را نگاه می کرد و زیرلب می گفت که پس چرا نمی آیند، همین که بلند شدم تا به منزل بروم، متوجه من شد، بعد رو به من کرد و گفت: خاله …می شه مراقب وسایلمون باشی تا من برم ببینم چرا پدرم نیامد؟
خندیدم…اعتماد آن پسر بچه به من غریبه برایم جالب بود، یعنی چه تصوری از یک دزد، در ذهن داشت، یه سر و دو گوش؟

**کودکی و شادی هایش
پیش از آنکه به حساب شما برسند خود به حساب خویش برسید و قبل از آنکه مورد سنجش قرار گیرید خویشتن را بسنجید و خود را برای رستاخیز بزرگ آماده کنید.
شاید به دلیل همین است که کودکان راحت می خوابند، راحت زندگی می کنند، چرا که هنوز خیلی از واژگان در ذهن آنها جای نگرفته، هنوز سیاهی و پلیدی جایی در قلبشان ندارد.
به زندگی خودمان که نگاه می کنم جای این اعتماد های کودکی را خالی می بینم، به راستی چه شد که اعتماد به دیگران در زندگیمان گم شد و همه همدیگر را به چشم دیگری می بینیم؟
آیا غیر از این است که روزی ما هم کودک بودیم و به دیگران اعتماد داشتیم، اما کسی یا کسانی با خراب کردن اعتماد ما، ذهنمان را سیاه کردند؟

**اعتماد در محل کار
دوستی تعریف می کرد که بدون بستن قرارداد برای هیچ ارگانی کار نمی کند! حتی یک روز، وقتی علت را پرسیدم گفت: اولین جایی که مشغول به کار شدم، با بهانه های واهی قراردادم را به تاخیر می انداخت و بعد از سه ماه کار برایشان، بدون پرداخت هیچ حقوقی، عذر مرا خواست، این است که دیگر به هیچ کسی اعتماد نمی کنم، اول قرارداد و بعد کار… این فرد مارگزیده ای است که از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسد و باعث و بانی این ترس و بی اعتمادیش، همان رییس بد قول است.
اگر در زندگیمان نگاه کنیم، چقدر باعث بی اعتمادی در بین دیگران شده ایم؟ چقدر جامعه را با بد قولی ها و نامردیمان خراب کردیم، چقدر زیبایی های زندگیمان را به زشتی تبدیل کرده ایم؟ ما در جامعه زندگی می کنیم و همه رفتارهایمان غیر از اثر فردی، اثری اجتماعی هم دارد، ما همه در قبال هم مسوولیم، پس کمی در زندگیمان نظر کنیم،
به قول پیام آور رحمت و مهربانی:
حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَکْبَر. (وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 16، ص 99 ؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج 67، ص 73)
پیش از آنکه به حساب شما برسند خود به حساب خویش برسید و قبل از آنکه مورد سنجش قرار گیرید خویشتن را بسنجید، و خود را برای رستاخیز بزرگ آماده کنید.


مدیر سایت      تاریخ مطلب :    1395/08/05      کد مطلب :  5908
نظرات خوانندگان
نام نویسنده
متن ارسالی
 


تماس با ما
تعرفه تبلیغات
آرشیو مطالب
پیوندها
کلیه حقوق مادی و معنوی وبسایت به پایگاه خبری تحلیلی کاج متعلق می باشد        مطالب مندرج در وبسایت با ذکر منبع بلامانع می باشد             طراحی و اجر : شرکت نرم افزاری ستاره صبح غرب